مهندسی زندگی

چرا فکر میکنیم زندگی مهندسی نمیخواد؟

مهندسی زندگی

چرا فکر میکنیم زندگی مهندسی نمیخواد؟

۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

سلام.

از جمله مغالطه های فکری وخطاهای اندیشۀ همه گیر شده طبق اسمی که من روش گذاشتم "مرزیفکر کردنه؛در مقابل "طیفی نگری".

از این جمله ها خیلی شنیده ایم:

@بچه اگر بخواد درس بخونه شکم گرسنه وسط خیابون هم درسش رو میخونه؛
اگرم نخواد درس بخونه تو آرومترین و مجهزترین کتابخونه هم باشه باز نمیخونه.

@اون خانومی که نخواد عفت و حیا داشته باشه بجای چادر لحاف هم بکشی سرش باز کار خودش رو میکنه؛
اونی هم که بخواد عفت و حیای خودش رو حفظ کنه با کمترین لباسها هم میتونه این کار رو بکنه.

@مردی که نخواد با زنش زندگی کنه،زنش هر چقدر هم کدبانو باشه و قانع و خوشرفتار، بازم محکوم به طلاقه؛
مردی هم که مرد زندگی باشه و بخواد زندگیش رو ادامه بده زنش هرچی دهن بینی و پر خرجی و بدرفتاری کنه باز یه قطره هم از عشقش کم نمیشه.

@
@
@

(باقی مثالها با شما در نظرات بنویسید)

در رابطه با انسانها ،محیط(نه فقط محیط جغرافیایی بلکه محیط فکری،محیط فرهنگی،محیط سیاسی،محیط اجتماعی و . . .)تاثیرات انکار ناپذیری دارد.

باید طیفی نگاه کرد به افراد ،ما اینجا مرزی نداریم که بگوییم یا آن طرف مرز است یا این طرف.

بچه ای که دل زده شده اما مایل است به ادامه تحصیل؛یا بدش نمیاد بپیچونه،باید محیط رو طوری قرار بدهیم که به درس مایل شود.

تاثیر محیط بر تصمیم و تربیت فوق العاده زیاد است.

برای تربیت خودمون،فرزندانمون و جامعه مون از این شاهراه استفاده کنیم.

نمونه:
تفکر ما میانگین تفکر پنج فردیست که بیشتر با آنان در ارتباطیم.

 

با این ابزار قدرتمند میتوانیم مسیر رشد و تعالی خودمون رو بسیار هموار تر کنیم.


نکته1:عرض کردم هموارتر؛چرا؟چون در مواری که نمیتوانیم محیطمان را تغییر دهیم؛از پا ننشینیم که خوب مسیر باز نیست برای رشد؛و بهانه ای قرار دهیم برای دست شستن از اوج گرفتن.
نه اینگونه نیست،مسیر همواره باز است،برای انسان هیچ بن بستی نیست.
این اصلاح محیط فقط روند را سریع تر میکند و راه را هموارتر.

 

نکته 2:عرض کردم به افراد باید نسبی نگریست؛نه عقاید یا اخلاق
ما با نسبیگرایان در اخلاق و عقاید میانۀ خوبی نداریم.

 

 

 

                                                                         طیفی نگر و موفق باشید.





سلام

پنج،شش ماه دیگه میشه دوازده سالش؛

باهاش که صحبت میکردم گفت:مهم اینه که آدم توی زندگیش لذت ببره،البته بدون گناه.

دوش آب سردی روم باز شد،یــــخ کردم!!!!!

چطور تفکر نوجوانان ما نهلیستی شده و ما دلخوش کرده ایم که چادر سر میکند.

چه آینده ای در انتظار این نسل است؟

(اگر به قدرت حقایق تکیه نداشته باشیم)هرچه بیشتر فکر میکنیم بیشتر ناامید میشویم.

کِی میرسد زمانی که روی پیشگیری هم به اندازۀ درمان سرمایه گذاری کنیم؟

عزیزِ من تعین تکلیف کردن برای بزرگان و مسئولین بهانه ای نشود برای کنار کشیدن خودمان.

اگر واقعا سینه سوخته ای ببین خودت چه کاری میتوانی انجام دهی؟

سلام

اینکه توی سررسیدها جمعه ها نصفه صفحه است؛
یعنی لازم نیست تعطیلاتمون برنامه ریزی بشه؟

همیشه سر رسید های روزی یک صفحه ای رو بیشتر دوست داشتم.

بیایید جامعمون رو اصلاح کنیم.

سلام

یکی از جملات قصاری که خیلی روش فکر کردم و زیاد بکار می بردم این بود:

ارزش هر کس به ارزش ارزشهایش است.

خیلی هم پرکار برد است؛هم برای برای انتخاب دوست ، همسر،برای تربیت و مخصوصا برای تربیت نفس.

یه خانومی اومده بود برای مشاورۀ قبل از خواستگاری ؛سوالش این بود:

چی بپرسم؟

جواب : لازم نیست چیزی بپرسی!!!

صبر کن بذار اون بپرسه؛ببین از چه چیزهایی سوال می پرسه،این طور متوجه میشی چه چیزهایی تو زندگی براش مهمه.


اگر میخوایید بدونید ارزش هر کس پیش شما چقدره ببینید ملاکهای ارزش ، در نظر اون شخص چقدر پیش شما ارزشمنده.

ارزش شما پیش خودتون چقدره؟(ارزشهای اعتقادیتون با ارزشهای عملیتون چقدر هماهنگی داره؟)

انسان زمانی احساس خوشبختی و آرامش میکنه که این دو ارزش تطابق بالایی باهم داشته باشن

البته چند سال بعد متوجه شدم در همین باب از مولی روایت داریم

سلام

از بهترین روشهای تربیت(چه تربیت فرزند و چه تربیت افراد) آن است که کرامتِ انسانی طرف را به او گوشزد کنی.

تا بجهت حفظ آن خودش را به کثیفی گناه و حتی به پوچی نآلاید.

مرحله اول:شناساندن کرامت و عزت نفس خودش
مرحله دوم: نشان دادن کثیفی گناه
مرحلۀ سوم: "تو حیفی؛این همه کرامت را خرج نه تنها گناه،خرج هیچ و پوچ هم نکن.بساز آنچه را که خدا از آن را دوست داشته باشد"


پدر مادرها اگر میخواهید تربیت موفقی داشته باشید؛اگر نمیخواهید از ترس ساد جامعه فرزندتان را در خانه حبس کنید،آنان را با کرامت و عزت نفس بار بیاورید


نمیدونم این جمله مال کیه اما امروز یادش افتادم:
بزرگترین دروغ زندگیم؛آسمان آبی بالای سرم.

سلام
همه شنیدیم.
بسیار هم شنیدیم.
چه جملات و تمثیلهای زیبایی هم در رابطه اش بکار بردند.
همه با این مفهوم که:"لحظه اکنون را در یاب"
اما من اینطور تجربه کردم،یک جای کار میلنگه.ا
ین مفهوم به خودی خود کامل و کارساز نیست.
چرا؟
چون این مفهوم کارش اصطلاحا ساختنِ ترسِ از دست دادنه
{با صدای بلند بخوان این خط را}
دیـــــــــــنــــگـــــ: دوست من همین لحظۀ اکنون را داری از دستش ندهی.
خوب برای شنونده چه فکری ایجاد میشه

فکر اول:پس سرمایه گذاری کن،همین الان طوری از لحظه ات استفاده کن که کسب کرده باشی نه اینکه هدر رود

فکر دوم:آینده و اهداف را نادیده بگیر فقط دم را غنیمت بشمار تا هدر نرود(نوعی بی خیالی و بی مسئولیتی) 

تفاوت این دو دیدگاه از کجا نشئت میگیرد؟ 
ترسِ از دست دادن در معنویات زیباست نه در مادیاتِ صِرف؛
مضمون حدیثی: در امور دنیایی طوری زندگی کن که انگار سالهای سال خواهی بودولکن در امور  معنوی طوری برخورد کن که انگار آخرین روز زندگیت است.(طوری نماز بخوان که انگار آخرین نمازت است)
اما عجله و حرصی به بازار نداشته باش چرا که حالا حالاها فرصت داری برای درامد.
به تجربه برایم ثابت شده تا قبل از تثبیت این تفکیک و تفصیل بین امور مادی و معنوی نباید به مخاطب ترس از دست دادن را القا کنیم
چرا که اگر او این ترس را در مادیات ببیند دیگر نه خانواده ای میماند نه رفاقتی نه همنوع دوستی ای ونه آینده نگری ای و نه . . .
تاکید پایانی:ترس از سوت پایان به سرعت پاهایمان میافزاید،اما هدف سازی و مقصود شناسی نمیکنداین ترس را زمانی بیدار کن که ریشه ها را سفت کرده ای و مقصود را شناخته و شناسانده ای

پایان
دیروز پریروز تو خیابون داشتم میرفتم یه مرد مسنی با لهجه به رفیقش گفت:

اکبر آقا هر چی دروغ باشه مرگ حقه

رفتم تو فکر و یاد خاطره ام افتادم

الان که دارم این خاطره رو مینویسم بغض گلوم رو گرفته

جداً مو به تنم سیخ شده

بخون تا از حقیقت بویی ببری

تا حالا رفتی تو قبر بخوابی؟؟؟

من رفتم

یه شب تنهای تنها

سلام

 "از دست دادن" را بیاموزیم:

امروز طبق هر سال با شروع بهار،خون ریزیِ بینیِ من هم شروع شد.

چون طبعم به قول پزشکان طب سنتی دم است،خون بدنم زیاده،مزاج فصل بهار هم دم است
این ازدیاد خون بیشتر شده و از هر راه ممکنی فرار .

اما ربطش به عنوان؛
خیلی هامون بدست آوردن را میاموزیم؛و به ما یاد میدن که بدست آوردن خیلی مهم است
بدست آوردن علم،پول،همسر،جامعه،بدست آوردن اعتبار یا بدست آوردن دوستی خوب و . . .

تمام این بدست آوردن ها را دوست داریم و می آموزیم

اما شاید تا بحال کسی به شما پیشنهاد نکرده باشه که باید "از دست دادن را هم بیاموزید"

در گوشی مهم: از دست دادن مقدمه ایست برای کسب و حتی میتوان ادعا کرد از آن مهم تر است

 

بیایید از دست دادن را بیاموزیم
این مهم است که توانایی از دست دادن را داشته باشیم
خودش یک مهارتیه
کِی از دست بدهیم؟
به چه قیمت از دست بدهیم؟
مدیریت عواطف هیجانی زمان از دست دادن؟
چکسانی بفهمند  که ما چه چیزهایی از دست داده ایم؟
یک "از دست دادنی را"به چه میزان از دست بدهیم؟
از دست دادنِ قابل بازگشت را بیاموزیم
از دست دادن غیر قابل بازگشت را هم
چطور "از دست دادنی" ها را بشناسیم؟
و و و

پیشنهاد ویژۀ نویسنده: روی از دست دادن فکر کنید.
روی از دست دادنهایی که داشتید و عکس العملهایی که در قبال اون انجام دادید.