مهندسی زندگی

چرا فکر میکنیم زندگی مهندسی نمیخواد؟

مهندسی زندگی

چرا فکر میکنیم زندگی مهندسی نمیخواد؟

تسویف

سی سال گذشت تا بفهمم فردا دیره

و این خصلتِ پشت گوش انداختن و امروز و فردا کردن چه ضربه های سهمگینی برای دنیا و آخرتم داره

از جمله محصولات تسویف(امروز و فردا کردن) در زندگی من:

عدم وقوع نماز در اول وقت

بعداً اخلاقم رو درست میکنم

بعدا فلان کتاب رو میخونم

بعدا بدهیم رو یادداشت میکنم

بعدا نماز قضا هایم رو میخونم

بعدا مطالعات پیشرفته و تخصصی میکنم در بارۀ تربیت فرزند خواهم داشت.

از فردا شروع میکنم فلان مبنای تربیتی رو اجرا میکنم.

بعدا به همسرم میگم چقدر این کارش رو دوست داشتم.

بعدامحبتم رو به همسرم نشون میدم.

بعدا سحر خیز میشم.

بعدا به مادرم میگم چقدر نوکرشم.

بعدا حلالیت میطلبم.

بعدا اهدافم رو پیگیری میکنم.

بعدا وصیت نامه مینویسم.

بعدا زندگی میکنم.

بعدا مانند انسانهای موفق عمل میکنم.


اگر از سن بیست سالگی هر 25 روز، نه؛ هر یک ماه، نه؛ بلکه هر چهل روز یک عادت بد را از خودم دور میکردم یا یک عادت خوب(مانند ورزش، یا مطالعۀ منظم قبل از خواب، یا صدقۀ روزانه یا حفظ لغت زبانِ خارجی یا یا یا) برای خودم ایجاد میکردم تا الان که سی سالمه بیش از نود عادت خوب در زندگی داشتم، کلی کتاب بیشتر مطالعه کرده بودم و کلی لغت خارجی بلد بودم و و و.

اما حیف!

این تجربه تا حدودی قابل انتقال به غیر است، قدر بدان و روی آن فکر کن.


برای مشاورۀ مهندسی زندگی نظر خصوصی بذارید.


  • پدر !!

إهمال

تسویف

تنبلی

نظرات  (۰)

اولین نظر را شما گذارید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی